نهم اردیبهشتماه، سالروز تأسیس شوراهای اسلامی شهر و روستا، فرصتی است برای بازاندیشی در جایگاه این نهاد مردمی و تأملی دوباره بر کارکرد آن در اداره امور محلی. در نظام اسلامی، مشورت از جایگاهی رفیع برخوردار است؛ چنانکه رهبران جامعه اسلامی نیز به همفکری با صاحبنظران فرمان یافتهاند. انسان موجودی اجتماعی است و نیازهایش جز در پرتو همکاری و تبادل اندیشه برآورده نمیشود.
پس از سالها تجربهٔ شوراها در کشور ما، چند نکته بیش از پیش آشکار شده است: بیتردید، نوع برخورد جامعه با کارویژههای شوراها، مسیر تقویت یا تضعیف این نهاد و چشمانداز آن در اداره امور را تعیین میکند. مهمترین مسئله امروز، پیوند شورا با مردم است؛ آنجا که نخستین و اساسیترین وظیفه، فراهمآوردن بسترهای فرهنگی و اجتماعی برای حضور و اعتماد شهروندان است.
اما پرسش اینجاست: آیا شورای اسلامی شهر کازرون در انجام این رسالت کامیاب بوده است؟
متأسفانه در شهر ما، شورای شهر به سکویی برای برجستهشدن افرادی خاص بدل شده است. کسانی که از این جایگاه تنها برای خودنمایی استفاده کردند و مردم را به فراموشی سپردند. شورا یعنی خدمتگزار مردم؛ یعنی نمایندگانی که برای حل مشکلات شهری – بهویژه در حوزههای فرهنگی، اجتماعی و عمرانی برگزیده شدهاند.
اما در کازرون، میتوان شمار آن دسته از اعضای شورا را که به جای پیگیری دغدغههای مردم، در پی اهداف شخصی، حزبی و گروهی خویش هستند را دید.
هرچند شورای این دوره با فرازونشیبهای فراوانی همراه بود، امید میرود در انتخابات پیشرو، مردم یک بار برای همیشه بر مبنای شایستهسالاری رأی دهند، قومگرایی و قبیلهزدگی را کنار بگذارند و به آبادانی کازرون بیندیشند. ملاک انتخاب، توانمندی و تعهد باشد، نه سلیقههای شخصی و روابط قومی.
و نیز امید آن میرود که شورای کنونی در فرصت باقیمانده از دوره خدمت خود، کمر همت به حل مسائل چندین سالهای ببندد که تاکنون ناتمام مانده است، تا با کارنامهای قابل قبول و سربلند، صحن شورا را ترک کند و نام نیکی از خود برجای گذارد.
به امید شورایی مردمی، کارآمد و فارغ از خاصخواهی
