سی سال است که آبِ زلالِ کازرون، میهمانِ خانههای مردمِ سختکوشِ بوشهر بوده است. سی سالی که میتوانست فرصتی باشد برای برنامهریزی، توسعه و بهکارگیری فناوریهای نوین مانند *آبشیرینکن* تا هر دو استان با خیالی آسوده به آینده نگاه کنند.
اما امروز، نه تنها شاهد پیشرفتی نبودهایم، بلکه گویی مسئولان محترم استان بوشهر، سالهاست این موضوع را به فراموشی سپردهاند.
*جناب آقایان مسئولان استان بوشهر*
سوال اینجاست: در این سه دهه، برای استقلال آبی استان خود چه کردهاید؟ چرا به جای حل ریشهای مشکل، تنها به انتقال آب از همسایهای قدیمی بسنده کردهاید؟ آیا خشکسالیهای پی در پی، کاهش منابع آبی و بحرانهای محیط زیستی به شما هشدار نداده که روزی این مسیر، دیگر پاسخگو نخواهد بود؟
آیا میدانید که دبی رودخانه شاپور و عمق چاههای کازرون، دیگر مانند سی سال پیش نیست؟
آیا تضمینی وجود دارد که این منابع در سالهای آینده خشک نشوند؟
چرا همیشه باید زمانی به فکر افتاد که آتشِ بحران زبانه میکشد؟
متأسفانه، به جای پاسخگویی و اقدام عملی، شاهدیم که برخی با ایجاد تنشهای بیمورد، آتش اختلاف را دامن میزنند؛ *گویی فراموش کردهاند که کازرون و بوشهر، دو بالِ یک پرندهاند*.
سالهاست که اقتصاد، فرهنگ و حتی پیوندهای خانوادگی میان این دو دیار، چنان تنیده شده که جدا کردنشان ممکن نیست.
بازاریان کازرون و بوشهر، شانهبهشانه یکدیگر کار کردهاند و جوانان این دو خطه، پیوندهای مهرآمیزی بستهاند.
دکتر دهقان ناصرآبادی ، که خود سالها میهمانِ مردم بوشهر بوده، امروز از سرِ دلسوزی هشدار میدهد.
آیا نباید به جای موضعگیریهای احساسی، از این هشدارها استقبال کرد و به فکر چاره بود؟
*پیشنهاد میکنیم:*
مسئولان استان بوشهر، با جدیت به سمت احداث آبشیرینکنها حرکت کنند.
از ظرفیتهای علمی و فناوری روز برای حل پایدار مشکل آب استفاده شود.
به جای پاک کردن صورت مسئله، با همکاری استان فارس، راهحلهای مشترک پیدا شود.
از هرگونه سخنرانی تفرقهانگیز و تشویشافکنی پرهیز گردد.
مردم کازرون و بوشهر، همواره با احترام و دوستی در کنار هم زیستهاند. بیایید این بار، به جای تنش، *دستدردست هم* چارهای اساسی بیندیشیم. آیندهای که در آن، هیچیک از این دو استان، نگران قطرهای آب نباشد.
