اینجا بازار شام نیست که به آشفتگی معروف است!
بازار نوارغزه پس از جنگ و بازار محلات فقیر جنوب هند هم نیست!
اینجا بازار روز کازرون است!
باورتان می شود که این وضعیت نابسامان و آشفته مربوط به شهری است که مسئولانش ادعای پایتختی فرهنگ و تمدن ایران باستان را دارند!
اینجا کازرون است و هر هفته این بساط آشفته در زمینی خاکی زیر آفتاب به پاست، از بد روزگار است به چنین روزی افتاده ایم!
چهارسال اخیر برای یک شورای شهر و دو سال اخیر برای شهردار، آیا این زمان کافی نبود که شورای شهر و شهرداری بتوانند بازار روز آشفته کازرون را از وضعیت نابهنجار و زشت فعلی خارج کنند؟
آیا این وضعیت بسیار آشفته بازار روز در شان و منزلت شهروند کازرونی برای یک خرید معمولی است؟
سطح انتظار برخی از ما تا بدان جا تنزل و کاهش یافته که وقتی یک چاله خیابان پر می شود، همه با کف و سوت شهردار جوان را تشویق می کنند، اما هیچ کس از شهرداری و شورای شهر سوال نمی کند که چرا وضعیت بازار روز کازرون تا به این حد مایه آبروریزی این شهر شده؟
آیا نمیشد هزینه بیجا و نامعلوم بزرگ کردن میدان انقلاب یا آهنگران و قطع بی جهت درختان، آن هزینه را برای ساخت یک بازار روز درنظر گرفت؟
آیا نمیشد بجای هزینه غیرضروری نصب چراغ های رنگی در سرتاسر خیابان امام خمینی که معلوم نیست تا چند سال دیگر چه تعداد از آن ها سوخته و چند رشته از آن ها از بین رفته باشد، هزینه را برای ساخت یک بازار روز آبرومند پس انداز کنید؟
حقیقت آن که بازار روز کازرون در وضعیت فعلی مایه آبروریزی این شهر است، از این شورا و شهرداری که گذشت، امید آن که حداقل شورا و شهردار آتی ساماندهی و ایجاد غرفه برای بازار روز را در دستور کار فوری و اولویت خود قرار دهند تا شان و منزلت شهروندان کازرونی اعم از فروشندگان و خریداران بازار روز بیش از این خدشه دار نشود.